تفسیر سوره کوثر در تفسیر شریف المیزان

یکشنبه 1 خرداد 1390 11:52 ب.ظ

نویسنده : المستغرق
ارسال شده در: حضرت زهرا(س) ، نکات قرآن ،

بسم اللّه الرحمن الرحیم

 انا اعطیناك الكوثر (1)  فصل لربك و انحر (2)  ان شانئك هو الابتر (3)

 

ترجمه آیات

به نام اللّه كه به نیك و بد بخشنده، و به نیكان مهربان است. محققا ما به تو خیر كثیر (فاطمه (علیها السلام) دادیم (1).

پس به شكرانه اش براى پروردگارت نماز بخوان و قربانى كن (2).

و بدان كه محققا شماتت گوى و دشمن تو ابتر و بلا عقب است (3).

بیان آیات

در این سوره منتى بر رسول خدا (صلى اللّه علیه و آله و سلم) نهاده به اینكه به آن جناب كوثر داده، و این بدان منظور است كه آن جناب را دلخوش سازد و بفهماند كه آن كس كه به وى زخم زبان مى زند كه اولاد ذكور ندارد و اجاق كور است، خودش اجاق كور است، و این سوره كوتاه ترین سوره قرآن است، و روایات در اینكه آیا این سوره در مكه نازل شده و یا در مدینه مختلف است، و ظاهرش این است كه در مكه نازل شده باشد.

و بعضى از مفسرین به منظور جمع بین دو دسته روایات گفته اند: ممكن است دو نوبت نازل شده باشد یكى در مكه و بار دیگر در مدینه.

اقوال مختلف درباره مراد از (كوثر) و بیان شواهد دال بر اینكه مراد از آن ذریّه پیامبر (صلى الله علیه و آله) یعنى فرزندان فاطمه (علیه السلام) است

سوره كوثر مكى است و سه آیه دارد

سوره كوثر آیات 1 تا 3

 بسم اللّه الرحمن الرحیم

 انا اعطیناك الكوثر (1)

 فصل لربك و انحر (2)

 ان شانئك هو الابتر (3)

ترجمه آیات

به نام اللّه كه به نیك و بد بخشنده، و به نیكان مهربان است. محققا ما به تو خیر كثیر (فاطمه (علیها السلام) دادیم (1).

پس به شكرانه اش براى پروردگارت نماز بخوان و قربانى كن (2).

و بدان كه محققا شماتت گوى و دشمن تو ابتر و بلا عقب است (3).

بیان آیات

در این سوره منتى بر رسول خدا (صلى اللّه علیه و آله و سلم) نهاده به اینكه به آن جناب كوثر داده، و این بدان منظور است كه آن جناب را دلخوش سازد و بفهماند كه آن كس كه به وى زخم زبان مى زند كه اولاد ذكور ندارد و اجاق كور است، خودش اجاق كور است، و این سوره كوتاه ترین سوره قرآن است، و روایات در اینكه آیا این سوره در مكه نازل شده و یا در مدینه مختلف است، و ظاهرش این است كه در مكه نازل شده باشد.

و بعضى از مفسرین به منظور جمع بین دو دسته روایات گفته اند: ممكن است دو نوبت نازل شده باشد یكى در مكه و بار دیگر در مدینه.

اقوال مختلف درباره مراد از (كوثر) و بیان شواهد دال بر اینكه مراد از آن ذریّه پیامبر (صلى الله علیه و آله) یعنى فرزندان فاطمه (علیه السلام) است

انا اعطیناك الكوثر

در مجمع البیان مى گوید: كلمه (كوثر) بر وزن (فوعل ) به معناى چیزى است كه شانش آن است كه كثیر باشد، و كوثر به معناى خیر كثیر است.

ولى مفسرین در تفسیر كوثر و اینكه كوثر چیست اختلافى عجیب كرده اند: بعضى گفته اند: خیر كثیر است. و بعضى معانى دیگرى كرده اند كه فهرست وار از نظر خواننده مى گذرد:

1 - نهرى است در بهشت. 2 - حوض خاص رسول خدا (صلى اللّه علیه و آله و سلم) در بهشت و یا در محشر است. 3 - اولاد رسول خدا (صلى اللّه علیه و آله و سلم) است . 4 - اصحاب و پیروان آن جناب تا روز قیامت است. 5 - علماى امت او است. 6 - قرآن و فضائل بسیار آن. 7 - مقام نبوت است. 8 - تیسیر قرآن و تخفیف شرایع و احكام است. 9 - اسلام است..1 - توحید است. 11 - علم و حكمت است. 12 - فضائل رسول خدا (صلى اللّه علیه و آله و سلم)است. 13 - مقام محمود است. 14 - نور قلب شریف رسول خدا (صلى اللّه علیه و آله و سلم) است. و از این قبیل اقوالى دیگر كه به طورى كه از بعضى از مفسرین نقل شده بالغ بر بیست و شش قول است.

صاحبان دو قول اول استدلال كرده اند به بعضى روایات، و اما باقى اقوال هیچ دلیلى ندارند به جز تحكم و بى دلیل حرف زدن، و به هر حال اینكه در آخر سوره فرمود: (ان شانئك هو الابتر) با در نظر گرفتن اینكه كلمه (ابتر) در ظاهر به معناى اجاق كور است، و نیز با در نظر گرفتن اینكه جمله مذكور از باب قصر قلب است، چنین به دست مى آید كه منظور از كوثر، تنها و تنها كثرت ذریه اى است كه خداى تعالى به آن جناب ارزانى داشته، (و بركتى است كه در نسل آن جناب قرار داده )، و یا مراد هم خیر كثیر است و هم كثرت ذریه، چیزى كه هست كثرت ذریه یكى از مصادیق خیر كثیر است، و اگر مراد مساله ذریه به استقلال و یابه طور ضمنى نبود، آوردن كلمه (ان ) در جمله (ان شانئك هو الابتر) فایده اى نداشت، زیرا كلمه (ان ) علاوه بر تحقیق، تعلیل را هم مى رساند و معنا ندارد بفرماید ما به تو حوض دادیم، چون كه بدگوى تو اجاق كور است و یا بى خبر است.

و روایات هم بسیار زیاد رسیده كه سوره مورد بحث در پاسخ كسى نازل شده كه رسول خدا (صلى اللّه علیه و آله و سلم) را به اجاق كورى زخم زبان زد و این زخم زبان هنگامى بود كه قاسم و عبد اللّه دو فرزندان رسول خدا (صلى اللّه علیه و آله و سلم) از دنیا رفتند، پس با این بیان روشن شد كه سخن آن مفسر كه گفته : (منظور صاحب این زخم زبان از كلمه (ابتر) بریدگى از مردم یا انقطاع از خیر بوده و خداى تعالى در رد گفتارش فرموده او خودش منقطع از هر چیز است ) سخن بى وجهى است.

و چون جمله (انا اعطیناك...) در مقام منت نهادن بود، با سیاق متكلم مع الغیر (ما) آمد كه بر عظمت دلالت مى كند، و چون منظور از آن خوشدل ساختن رسول خدا (صلى اللّه علیه و آله و سلم) بود مطلب را با واژه اعطاء كه ظاهر در تملیك است بیان داشت و فرمود: ما به تو كوثر عطا كردیم.

و این جمله از این دلالت خالى نیست كه فرزندان فاطمه (علیهاالسلم) ذریه رسول خدا (صلى اللّه علیه و آله و سلم) هستند، و این خود یكى از خبرهاى غیبى قرآن كریم است، چون همانطور كه مى بینیم خداى تعالى بعد از درگذشت آن حضرت بركتى در نسل آن جناب قرار داد، به طورى كه در همه عالم هیچ نسلى معادل آن دیده نمى شود، آن هم با آن همه بلاها كه بر سر ذریه آن جناب آوردند و گروه گروه از ایشان را كشتند.

مراد از امر صلوة و نحر بعد از منت گذاردن به اعطاء كوثر 

فصل لربك و انحر

از ظاهر سیاق و ظاهر اینكه حرف (فاء) بر سر این جمله در آمده، استفاده مى شود كه امر به نماز و نحر شتر، كه متفرع بر جمله (انا اعطیناك الكوثر) شده، از باب شكر نعمت است، و چنین معنا مى دهد، حال كه ما بر تو منت نهادیم و خیر كثیرت دادیم این نعمت بزرگ را با نماز و نحر شكرگزارى كن.

و مراد از (نحر) بنا بر روایاتى كه از طرق شیعه و سنى از رسول خدا (صلى اللّه علیه و آله و سلم) و از على (علیه السلام) رسیده، و نیز روایاتى كه شیعه از امام صادق و سایر ائمه اهل بیت (علیهم السلم) روایت كرده، دست بلند كردن به طرف گردن در هنگام تكبیر گفتن براى نماز است.

ولى بعضى گفته اند: معنایش این است كه نماز عید قربان بخوان، و شتر هم قربانى كن، ( چون كلمه نحر به معناى سر بریدن شتر به آن نحو خاص است، همچنان كه كلمه ذبح به معناى سر بریدن سایر حیوانات است ).

بعضى دیگر گفته اند: معنایش این است كه براى پروردگارت نماز بخوان، و وقتى سر از ركوع بر مى دارى به طور كامل بایست.

بعضى دیگر معانى دیگرى هم ذكر كرده اند.

 

ان شانئك هو الابتر

كلمه : (شانى ء) به معناى دشمن خشمگین، و كلمه (ابتر) به معناى اجاق كور است، و این كسى كه چنین زخم زبانى به آن جناب زده بود عاصى بن وائل بوده.

بعضى گفته اند: مراد از ابتر منقطع از خیر، و یا منقطع از قوم خویش است، كه خواننده توجه فرمود این قول با روایات شان نزول نمى سازد.

بحث روایتى

در الدر المنثور است كه بخارى ابن جریر و حاكم از طریق ابى بشر از سعید بن جبیر از ابن عباس روایت كرده اند كه گفت : كوثر آن خیرى است كه خداى تعالى به رسول خدا (صلى اللّه علیه و آله و سلم) داد. ابو بشر مى گوید: به سعید بن جبیر گفتم جمعى از مردم معتقدند كه كوثر نام نهرى در بهشت است. سعید گفت نهرى هم كه در بهشت است یكى از خیرهایى است كه خداى تعالى به آن جناب ارزانى داشته.

روایاتى درباره اینكه مراد از (نحر) در (فصلّ لربّك و انحر) بلند كردن دستها در موقع اداء تكبیر است

و در همان كتاب آمده كه ابن ابى حاتم، حاكم، ابن مردویه، و بیهقى در كتاب سنن خود، از على بن ابى طالب روایت كرده اند كه فرموده وقتى این سوره بر رسول خدا (صلى اللّه علیه و آله و سلم) نازل شد، از جبرئیل پرسید: این (نحیره ) كه خداى عزوجل مرا بدان مامور فرموده چیست ؟ گفت : منظور نحیره نیست، بلكه خداى تعالى مامورت كرده وقتى مى خواهى احرام نماز ببندى دستهایت را بلند كنى، هم در تكبیره الاحرام و هم در هنگام ركوع رفتن و هم در موقع سر از ركوع برداشتن، كه این نماز ما و نماز فرشتگانى است كه در هفت آسمان هستند، و براى هر چیزى زینتى است، و زینت نماز دست بلند كردن در هر تكبیر است.

و رسول خدا (صلى اللّه علیه و آله و سلم) فرمود: دست بلند كردن یكى از مظاهر استكانت و التماس است كه خداى تعالى (در مذمت كفار) فرموده : (فما استكانوا لربهم و ما یتضرعون - براى پروردگار خود نه استكانت دارند و نه تضرع و زارى ).

مؤلف: این روایت را صاحب مجمع البیان از مقاتل از اصبغ بن نباته از آن جناب نقل كرده، سپس گفته ثعلبى و واحدى این روایت را در تفسیرهاى خود آورده اند. و نیز گفته همه عترت طاهره از آن جناب نقل كرده اند، كه معناى نحر بلند نمودن دو دست تا محاذى گودى زیر گلو در هنگام نماز است.

و نیز در الدر المنثور است كه ابن جریر از ابى جعفر روایت كرده كه در ذیل آیه (فصل لربك ) گفته است : یعنى نماز بخوان، و در معناى كلمه (وانحر) گفته : یعنى دستها را در آغاز نماز و هنگام گفتن تكبیر افتتاح، بلند كن.

و نیز در همان كتاب است كه ابن مردویه از ابن عباس روایت كرده كه در تفسیر آیه (فصل لربك و انحر) گفته : خداى تعالى به رسول گرامیش وحى فرستاد كه وقتى تكبیر اول نماز را مى گویى دستها را تا برابر نحرت - گودى زیر گلویت - بلند كن، این است معناى نحر.

و در مجمع البیان در ذیل آیه از عمر بن یزید روایت كرده كه گفت : من از امام صادق (علیه السلام) شنیدم كه در تفسیر آیه (فصل لربك و انحر) مى فرمود: این نحر عبارت است از بلند كردن دستهایت تا برابر صورت.

مؤلف: آنگاه مى گوید: عبد اللّه بن سنان هم مثل این حدیث را از آن جناب نقل كرده، و نیز قریب به آن را جمیل از آن جناب روایت كرده است.

ذكور، كسى كه زخم زبان زد و نزول سوره كوثر

و در الدر المنثور است كه ابن سعد و ابن عساكر از طریق كلبى از ابى صالح از ابن عباس روایت كرده اند كه گفت : بزرگترین فرزند رسول خدا (صلى اللّه علیه و آله و سلم) قاسم، سپس زینب، و آنگاه عبد الله، و پس از او ام كلثوم، و آنگاه فاطمه و در آخر رقیه بود، قاسم از دنیا رفت و اولین كس از فرزندان آن جناب بود كه در مكه از دنیا رفت، و بعد از او عبد اللّه از دنیا رفت، و عاصى بن وائل سهمى گفت : نسل او قطع شد، پس او ابتر و بى عقب است، در پاسخش خداى تعالى این آیه را فرستاد كه خود عاصى بن وائل ابتر و بدون عقب است.

و در همان كتاب است كه زبیر بن بكار و ابن عساكر، از جعفر بن محمد از پدرش روایت كرده اند كه فرمود: قاسم پسر رسول خدا (صلى اللّه علیه و آله و سلم) در مكه از دنیا رفت و بعد از دفن جنازه آن جناب رسول خدا (صلى اللّه علیه و آله و سلم) به عاصى بن وائل و پسرش عمرو برخورد، عاصى وقتى رسول خدا (صلى اللّه علیه و آله و سلم) را از دور دید گفت : الان زخم زبانى به او مى زنم، همین كه آن جناب نزدیك شد، گفت : چه خوب شد كه اجاقش كور شد، در پاسخ او این آیه نازل شد: (ان شانئك هو الابتر).

و نیز در همان كتاب است كه ابن ابى حاتم از سدى روایت كرده كه گفت : قریش را رسم چنین بود كه وقتى فرزند ذكور كسى مى مرد مى گفتند: (بتر فلان )، و چون فرزند رسول خدا (صلى اللّه علیه و آله و سلم) از دنیا رفت عاصى بن وائل گفت (بتر) یعنى فرزند ذكورش مرد، و این فرد (رسول خدا (صلى اللّه علیه و آله و سلم) از همه بیشتر بتر شد، (چون هیچ فرزند ذكور برایش نماند).

مؤلف: و در بعضى از تواریخ آمده كه شماتت كننده ولید بن مغیره بوده. و در بعضى دیگر آمده كه ابو جهل بوده. و در بعضى دیگر آمده كه عقبه بن ابى معیط بوده. و در بعضى آمده كه كعب بن اشرف بوده، ولى معتبر همان است كه مى گفت عاصى بن وائل بوده است.

مؤید آن، روایتى است كه مرحوم طبرسى آن را در احتجاج از حسن بن على (علیهماالسلم) نقل كرده كه آن جناب در حدیثى كه روى سخنش در آن با عمرو بن العاصى است، فرموده : و تو در بسترى مشترك متولد شدى (یعنى مادرت هم با عاصى بن وائل هم بستر مى شده و هم با دیگران )، و وقتى متولد شدى عده اى از رجال قریش بر سر تو نزاع كردند، ابو سفیان بن حرب گفت این پسر از نطفه من است. ولید بن مغیره گفت : از من است. عثمان بن حارث و نضر بن حارث بن كلده، و عاصى بن وائل هر یك ادعا كردند كه از من است، تا آنكه از میان همه آنان لئیم تر و بى حسب و نسب تر و خبیث تر و ستمكارتر و زناكارترشان عاصى بن وائل زورش ‍ بر سایرین چربید و تو را به خود ملحق ساخت

و نیز این تو بودى كه براى بر شمردن افتخاراتت به خطبه ایستادى، و گفتى این منم.

كه محمد را زخم زبان مى زنم، و عاصى بن وائل گفت : محمد مردى ابتر است، یعنى اولاد ذكورى ندارد، اگر از دنیا برود نامش از صفحه روزگار محو مى شود، و خداى تعالى در پاسخش فرمود: (ان شانئك هو الابتر) - تا آخر حدیث.

و در تفسیر قمى در ذیل آیه (انا اعطیناك الكوثر) آمده كه كوثر نهرى است در بهشت، كه خدا آن را به محمد (صلى اللّه علیه و آله و سلم) داده، تا عوض از پسرش ابراهیم باشد.

مؤلف: این روایت علاوه بر اینكه مرسل است، یعنى سندش ذكر نشده، و علاوه بر اینكه مضمر است، یعنى تنها در آن آمده كه : (فرمود) و روشن نكرده كه كدام یك از ائمه فرموده، با سایر روایات معارض است، و تفسیر كوثر به نهرى در بهشت منافات ندارد كه كوثر به معناى خیر كثیر باشد، چون همانطور كه در خبر ابن جبیر گذشت نهر بهشتى هم مصداقى از خیر كثیر است.

 




دیدگاه ها : نظرات
برچسب ها: تفسیر سوره کوثر - تفسیر المیزان - کوثر نبی ،
آخرین ویرایش: شنبه 21 خرداد 1390 11:35 ب.ظ



شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic