تبلیغات
دلیل هستی - تنها کار ممکن :صفحه نمایش

تنها کار ممکن :صفحه نمایش

دوشنبه 23 آبان 1390 09:33 ب.ظ

نویسنده : المستغرق
ارسال شده در: یا مولا..... ، داستان های کوتاه ،

یا مولا


از روز قبل از عید غدیر دلش هوای محرم کرده بود

هی با خودش زمزمه می کرد تا رسید به یک جمله :

عشق حیران شده از حسین (ع) و یارانش.


دم ظهر بود که متوجه شد فردا عید غدیره

عصر که رسید خونه انقدر خسته بود که خوابش برد

تو خواب انگار که کسی از چپ و راست صداش کرده باشه از خواب پرید و دید که دور و برش کسی نیست . و حواسش متوجه نسیم اذان مغرب شد که از ماذنه مسجد می وزید . سریع وضو گرفت و حرکت کرد به سمت مسجد که دوباره یادش اومد که فردا عید غدیر و منم بچه سید اما هنور کاری برای فردا نکردم (اما بازهم ناراحت بود که به حکم مافوق فردا رو باید پست میداد) .

نگاهی به صفحه نمایش موبایلش انداخت رفت توی گالری تصاویر و از بین اون همه عکس گشت دنبال تصویر نام زیبای علی که با خط قرمز معلی تو زمینه سفید نوشته شده بود . اونو زمینه موبایلش کرد و تو دلش گفت :

ذکر علیٌُ عباده ، زینو قلبکم و ابصارکم به ذکر علی بن ابی طالب

سر که از موبایل برداشت رسیده بود به دم در مسجد و صدای قد قامة الصلوة مکبر به گوش می رسید ،دوید و رفت توی صف نماز ؛   : الله اکبر

 

. . . . . و من الله توفیق . . . . .




دیدگاه ها : نظرات
برچسب ها: فقط حیدر امیرالمومنین است ، عید غدیر ، یا مولا ، ولایت ، عید ولایت ، امام علی ، علی ، مرتضی علی ، غدیر ، غدیرخم ،
آخرین ویرایش: شنبه 12 فروردین 1391 09:37 ب.ظ