تبلیغات
دلیل هستی - مطالب ابر یا شهیدالشهدا

مادر شهید

یکشنبه 1 مرداد 1391 11:17 ب.ظ

نویسنده : المستغرق
ارسال شده در: .... یا شهید الشهدا .... ، داستان های کوتاه ،

یا شهیدالشهدا

هر روز  از این مسیر میگذشتم {تا از منزل به مسجد یا کتابخانه برسم }، مسیر کاملا همواری نبود ، پیچ در پیچ بود ، همیشه هم درش جوب آب روان بود {نه از چشمه که از خونه های مردم }مسیر دیگه ای هم بود که میتونستم برم و بیام صاف و تمیزهم بود تازه همیشه هم  اکثر مسیر سایه بون داشت و هم تو آفتاب تابستون و هم تو بارون زمستون میشد راحت تر ازش عبور کرد ولی مسیر اول رو ترجیح می دادم بعضی وقت ها که بارون می بارید و خیس خیس می شدم و یا زیر آفتاب داغ عرق خیسم میکرد ،  خودم رو توجیه می کردم که این مسیر نزدیک تره . اما سایر اوقات با خودم میگفتم چرا از اون مسیر بهتر نمی ری و باز خودم جواب می دادم که توی این مسیر  چهار تا خونه شهید هست که عبور از این کوچه و حداقل اینکه نگاهم تو مسیر به پرچم سر در خونه شهدا که می افته حداقل  یادی از اونها می کنم ،  و  حتی شاید اصلا  عبورم از این کوچه خواسته اونا باشه و شاید دلیل و منافع دیگری برام داشته باشه . . . . .

اما همیشه عصر ها که از این مسیر می گذشتم دم در یکی از این چهارتا  خونه شهید بین این کوچه تقریبا 70 -80 خانواری یه مادر شهیدی نشسته بود ، اما نشستن این پیرزن با نشستن بقیه خانم های کوچه فرق میکرد ؛ اصلا توی یه حال و هوای دیگه بود ، همیشه دلم میخواست ازش بخوام که برام یه خاطره ای از پسر شهیدش بگه یا درد دلی از زمونه بکنه و . . . . .

همیشه غروب ها قبل از نماز مغرب پیرزن به گلزار مسجد می اومد و سرمزار پسر شهیدش می نشست و با اون درد دل می کرد .

یکی از نزدیکانشون می گفت از وقتی که پسرش شهید و مفقودالاثر شده این زن دیگه توی عزای امام حسین (ع) آروم قرار نداشت و هر وقت به روضه ارباب تشنه لب میرسیدغوغا میکرد تا اینکه بعد از 15-16 سال دوری استخوان ها و پلاک پسرش برگشت .

اما چند روزی توی شهر نبودم ؛ وقتی برگشتم توی تاکسی از کنار مسجد عبور میکردم که دیدم دم در مسجد یه پارچه سیاه زدند و فقط چشمم از پارچه چروکیده یه  کلمه "ام الشهید"رو دید که با رنگ فسفری نوشته شده بود . با خودم یه انا لله . . . . . خوندم و گذشتم . اما غروب که داشتم به مسجد می اومدم برای نماز مغرب از همون کوچه همیشگی متوجه شدم دم در خونه همون مادر شهید شلوغ پلوغه ؛ جلوتر که رسیدم ، متوجه شدم اون پارچه سیاه تسلیت برای وفات همین مادر شهید توی کوچه ماست . به مسجد که رفتم متوجه شدم اون پیرزن بلاخره پیش پسرش آروم گرفت .  روحش شاد . راه پسرش پر  ره  رو

و من الله توفیق . . . . .  

 




دیدگاه ها : نظرات
برچسب ها: شهید ، مادر شهید ، کوچه شهدا ، یا شهیدالشهدا ، عزادار امام حسین ، داستان کوتاه ،
آخرین ویرایش: - -

سایبریان و تکلیفی سنگین بردوش

پنجشنبه 18 اسفند 1390 06:10 ب.ظ

نویسنده : المستغرق
ارسال شده در: فرهنگی - اجتماعی ،
یا شهیدالشهدا

در پی فرمان مقام معظم رهبری مبنی بر تشکیل شورای عالی فضای مجازی :
نشان از اهمیت و خطیر بودن این عرصه می باشد  این پیام  یعنی باید تبریک گفت به افسران جوان جنگ نرم که عمار رهبر بوده اند و قبل از اعلام رهبری پی به اهمیت این موضوع برده اند و در این فضا به فعالیت پرداختند
این یعنی : تکلیف سنگین تر شده و وظیفه مهمتر شده است
علمدار ولایت    سایبریان فدایت

و من الله توفیق . . . . .



دیدگاه ها : نظرات
برچسب ها: شورای عالی فضای مجازی ، دلیل هستی ، فضای سایبری ، یا شهیدالشهدا ، افسران جنگ نرم ،
دنبالک ها: تشكیل شورای عالی فضای مجازی و انتصاب اعضای حقیقی و حقوقی آن ،
آخرین ویرایش: پنجشنبه 18 اسفند 1390 08:24 ب.ظ

من رای می دهم چون . . . (2)

پنجشنبه 29 دی 1390 12:49 ب.ظ

نویسنده : المستغرق
ارسال شده در: بیداری اسلامی ، فرهنگی - اجتماعی ،
یا شهیدالشهدا

من در انتخابات شرکت می کنم چون :

مشارکت در اداره و ساخت و تعالی کشوردر انتخابات به شکل  عمومی درمی آید .و فرصتیه که من هم بتونم در ساخت کشور شرکت کنم .

. . . . . و من الله توفیق . . . . .




دیدگاه ها : نظرات
برچسب ها: انتخابات ، رای ، رای گیری ، شرکت در انتخابات ، یا شهیدالشهدا ، دلیل هستی ، مجلس شورای اسلامی ، مشارکت ، ایران ، کشور ،
آخرین ویرایش: پنجشنبه 29 دی 1390 01:16 ب.ظ

محرم رفت . . .

دوشنبه 5 دی 1390 07:40 ب.ظ

نویسنده : المستغرق
ارسال شده در: .... یا شهید الشهدا .... ،

یا شهید الشهدا

محرم رفت

اما محرم از دل ما نمی رود

محرم رفت اما حسین از قلب ما نمی رود

محرم رفت اما قلب ما بی حسین از تپش می ایستد

محرم رفت اما حسینیه دل خون را با حرارت حسین می پالاید

محرم رفت اما :  ابد والله ما ننسی حسیناه


. . . . .

و من الله تو فیق





دیدگاه ها : نظرات
برچسب ها: امام حسین ع ، محرم ، یا شهیدالشهدا ،
آخرین ویرایش: یکشنبه 11 دی 1390 07:31 ب.ظ

به مناسبت میلاد عیسی بن مریم (ع)

دوشنبه 5 دی 1390 07:32 ب.ظ

نویسنده : المستغرق
ارسال شده در: .... یا شهید الشهدا .... ،

یا شهید الشهدا


بخشی از  خطبه 160 نهج البلاغه به مناسبت میلاد مبارک حضرت مسیح(ع)

و اگر خواهی از عیسی بن مریم بگویم ، که سنگ را بالش خود قرار می داد ،لباس پشمی خشن به تن می کرد و نان خشک می خورد ، نان خورش او گرسنگی ، و چراغش در شب ماه ، و پناهگاه زمستان او شرق و غرب زمین بود ، میوه و گل  او سبزیجاتی بود که زمین برای چهارپایان می رویاند ، زنی نداشت که او را فریفته خود سازد ، فرزندی نداشت تا او را غمگین سازد ، مالی نداشت تا او را سرگرم کند ، و آز و طمعی نداشت تا او را خوار و ذلیل نماید ، مرکب سواری او دو پایش و خدمتگزار وی دستهایش بود .

---------

مهدی بیا که عیسی منتظر ظهور است

گرچه گنهکارم من ولی عیسی صبور است ، منتظر ظهور است

------

... و من الله توفیق ...




دیدگاه ها : نظرات
برچسب ها: عیسی ، عیسی مسیح ، عیسی بن مریم ، مسیح ، کلمه الله ، یا شهیدالشهدا ، مهدی ، سرباز مهدی ،
آخرین ویرایش: - -

شهرالرمضان ، شهر المبارک الشهدا (2)

سه شنبه 25 مرداد 1390 04:54 ب.ظ

نویسنده : المستغرق
ارسال شده در: فرهنگی - اجتماعی ، .... یا شهید الشهدا .... ،

یاشهیدالشهدا

ماه رمضان ماه مبارکی است ماه مهمانی خدا ماه خدیجه کبری ماه علی مرتضی ماه حسن مجتبی ماه اعزاء ماه اوصیا ماه اولیا ماه عالیان ماه متعالیان ماه اعلی اعلیان ماه اولیا و اوصیا و نجبا و شهدا .

خصوصا در شهر ما رمضان ماه شهیدان هم هست .

خطه مبارک فریدونکنار در ماه مبارک رمضان مبارک در مبارک می شود .

ماه که به نیمه نزدیک می شود آرام آرام سفره مهمانی شهدا هم پهن می شود . چه رسم زیبایی است که ما فریدونکناری ها داریم . تمام محله کربلایی می شود مگر نه این است که یاد امام و شهدا دل را می برد به کربلا . تقریبا از نیمه ماه به بعد هر شب تو هر مسجد هر محله ای یه یادواره ی شهدا برگزار میشه ، شهر حسابی مطهر و مقدس میشه برای یک سال آینده بیمه میشه ، شاید هم از یک سال پیش پاک میشه .

شبها آرام می گذرند تا که در نهایت می رسد به 27 ماه مبارک رمضان و اختتامییه یادواره های رمضانی همراه با یاد بود 73 شهید در مسجد امام سجاد فریدونکنار برگزار میشه . امسال سیزدهمین یادواره 73 شهید مسجد امام سجاد که ما مهمون سفره شهدا میشیم .

امسال هم 27 رمضان به مسجد امام سجاد می رویم و با چشمان ضعیف خود شهدا را که در قهقه مستانه شان عند ربهم یرزقون اند ، وصفشان را به تماشا می نشینیم .

آب دریا را گر نتوان کشید   هم به رفع تشنگی باید چشید

و من الله توفیق




دیدگاه ها : نظرات
برچسب ها: یا شهیدالشهدا ، ماه رمضان ، فریدونکنار ، یادواره شهدا ، 73 شهید مسجد امام سجاد (ع) ، یادواره مسجد امام سجاد ، شبهای رمضان المبارک ،
آخرین ویرایش: - -

گرمای تابستان و گرمای تقوی .....

چهارشنبه 19 مرداد 1390 10:07 ب.ظ

نویسنده : المستغرق
ارسال شده در: .... یا شهید الشهدا .... ، داستان های کوتاه ،

یا شهیدالشهدا

این روزها گرما است که می تازد

اما گرمای تقوی  بر حرارت گرما پیشی می گیرد تا متقیان صوم صائمین خود را تنگ در آغوش گیرند .

این روزها که روزه ، خوردن و آشامیدن را منع می کند بر مسلمین ، بر مومنین ، بر عاشقین ! کمی حساس شدم به تحرکات دهانی ، به تحرکات خوردنی ،به تحرکات آشامیدنی .

این روزهای داغ مرداد که با شهر الصیام موازی شده است و توفیق اجباری یاری می کند تازه کمی می فهمم چه کشیده اند در کربلا حسین و یاران شیدای حسین و اهل بیت والای حسین .

دیروز بود : نوجوانی   دوازده سیزده ساله که روزه داشت و رفیقش که کمی  بزرگتر از او بود به او یخمک تعارف کرد ، نوجوان دوازده سیزده ساله با غرور و افتخار و لب خشکیده سر بالا گرفت و گفت روزه دارم . آن لحظه با خودم گفتم :      السلام علیک یا قاسم بن الحسن

امروزظهر : وقتی  برای نمازظهروضو می گرفتم  و دستم را می شستم و برای وضو آب را به صورتم ریختم و خنکای آب به صورتم نشست :آن لحظه بود که تمام وجودم به خود لرزید و عرضه داشتم :

السلام علیک یا ابوالفضل العباس بن علی

 هنگام پیش از غروب بود: جوانی که از مزرعه می آمد و چشمانش گویای گرما و شدت کار و عطش او بود و تمام وجودم را برآن داشت تا عرضه دارم

السلام علیک یا علی بن الحسین .

غروب شد: بعد از اذان بر سر سفره افطار گفتم بسم الله و از تشنگی لیوان آب خنک سفره را که گرفتم دلم لرزید و آب که به دهانم رسید نمی دانم چرا انگار نمی خواست از گلویم پایین رود اما از درونم ندای آمد :

السلام علیک علی الحسین الشهید العطشان .


..... و من الله توفیق ..... 



دیدگاه ها : نظرات
برچسب ها: ماه رمضان ، عطش ، یا شهیدالشهدا ، گرمای کربلا ، عطش در کربلا ،
آخرین ویرایش: شنبه 12 فروردین 1391 09:30 ب.ظ